پیدا





یار

درخواست حذف اطلاعات

یار آنچه به سینا کرد با این دل سوخته ی ما کرد قربان فروغ رخش که مرا نابود چه طور تجلاّ کرد سیلاب غمش از چشمه ی دل اشک مژه ام را دریا کرد بر زخم دلم افشاند نمک شرری به ملاحت ب ا کرد گر برد توانائی ز تنم دل را صد باره توانا کرد از عشق مرا ز حضیض ثری برتر از اوج ثریا کرد صد شکر که طوطی طبع مرا از نغمه ی عشق شکرخا کرد