پیدا





حقیقت

درخواست حذف اطلاعات

« و هو معکم اینما کنتم ، حدید » او با شماست هرکجا که باشید.با هر چیزی و بلکه قبل‏ از هر چیزی او را ببیند ، قوام هر چیزی را به او ببیند ، و هر چیزی و از آن جمله خودش را در واقع در او ببیند و آنوقت دیگر منی باقی نمی‏ ماند . این همان معنی " فنا " است که می‏گویند و اگر انسان به این ح رسید و این فنا و اتصال برای او رخ داد ، به قول آنها یدالله الباسطه می‏ شود .. آدمی که به حقیقت‏ نرسیده ناقص است ، محجوب است و انسان " نارسیده " است . و انسانیت انسان و استعداد اصلیش همین است که حقیقت را بشناسد و به آن‏ برسد. ی که به حقیقت نرسیده ، از راه و امانده است .مرکب این سیر هم از نظر آنها عشق " و " محبت " و " انس " است . و راه ، راه‏ قلب و دل است نه راه فکر و فلسفه و . . . از نظر آنها هر کمال دیگر از این کمال منشعب می‏شود . هر چیز دیگر به‏ آن اعتبار کمال است که یا راه رسیدن به این کمال است و یا ناشی از این‏ کمال . مثلا آیا زهد برای انسان کمال است ؟ می‏گویند بلی زیرا شرط این راه‏ است . آیا تواضع کمال است ؟ بلی زیرا شرط این راه است . چیزهائی که‏ محاسن اخلاقی است ، و نیز دستگیری و ارشاد و هدایت خوب است چون اثر این کار است . وقتی که ی به حقیقت رسید مظهر اسم الهادی می‏شود و دیگران را ارشاد و هدایت می‏کند . این ، نظر روشنی است برای عرفا که‏ کمال مساوی است با وصول به حقیقت . حقیقت یکی است و کمال انسان یعنی‏ اتصال و وصول به حقیقت .