پیدا





ای دوست

درخواست حذف اطلاعات

ای ز عشق تو عاشقان رسوا ای بیاد تو عاقلان شیدا کشور دل به یاد تو ویران خانه ی دین به عشق تو یغما در روانی و از نظر پنهان در دلی و به دیده ناپیدا صبح وصلت به ّمی نوروز شام هجرت به تیرگی یلدا خنک آن دل که سوخت در ره تو حاصل دین و مایه ی دنیا خاک پای گدای کوی تو هست تاج جمشید و افسر دارا چه مقامیست خاک درگه تو کاندر آنجا یکیست شاه و گدا گردد عالم به قیمت تو دهند مایه اندک بود تو بیش بها در بر غیر روی خویش بپوش مده آئینه دست ن نا با تو امروز هست عین قصور یاد فردوس و ع فردا آ ای کوکب همایون روز تیره تا چند روزگار هما بردار و رخ نمایان کن درد دل بین و چاره ی جان کن