پیدا





طارم مینا

درخواست حذف اطلاعات

دردی است در این دل که هویدا نتوان کرد سری است در این که پیدا نتوان کرد تا دیده ما را ندهد حسن تو نوری در باغ جمال تو تماشا نتوان کرد تا دیده نپوشیم ز روی همه اغیار شه آن چهره زیبا نتوان کرد از مهر تو یک ذره چو خالی نتوان یافت قطع نظر از دیر ا نتوان کرد عالم چو همه میکده باده عشق است مستی می و عشق بیک جا نتوان کرد چون از دل عاشق خبری نیست ی را انکار دل عاشق شیدا نتوان کرد تا عیسی جان پا ننهد بر سر عالم یک سیر بر این طارم مینا نتوان کرد